سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

34

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

« سياهى » صفر « زردى » و امثال اينها صيغه تفضيل ندارند . 2 - مصدر مشتق منه دلالت بر عيب ظاهرى نكند پس حول « چپ بودن چشم » ، عور « يكچشم بودن » و نظائر اينها صيغه تفضيل ندارند . البتّه مخفى نباشد كه مصادريكه دلالت بر عيوب باطنى دارند مانند بلادت « كندفهمى » و حماقت « نادانى » اسم تفصيل از آنها مشتق ميگردد . 3 - مصدر مشتق منه فعلش ملازم با نفى نباشد يعنى هميشه يا غالبا با حروف نافيه استعمال نشود پس مانند : نبس « سخن گفتن » صيغه تفصيل ندارد زيرا اكثر استعمال آن در نفى است چنانچه گويند : ما نبس بكلمة « سخنى نگفت » . تبصره اگر از افعاليكه واجد شرائط نيستند بخواهيم صيغه تفضيل بنا كنيم مانند فعليكه ثلاثى مزيد باشد چون إستخراج يا دلالت بر رنگ كند چون بياض قاعده اينستكه از بعضى افعال استمداد ميكنند مانند : شدّ باينطريق كه صيغه تفضيل فعل مزبور را ذكر كرده بعد مصدر فعلى را كه منظور هست به حالت نصب بعد آن قرار ميدهند مثلا در دو مثاليكه بالا ذكر شد مىگويند : زيد اشدّ استخراجا من عمرو « زيد از عمرو بيشتر استخراج مىكند » يا زيد اشدّ بياضا من عمرو « زيد از عمرو سفيدتر است » ناگفته نماند كه اين قاعده در افعالى استكه قابليّت شدّت و ضعف يا قلّت و كثرت را داشته باشند و الّا باينطريق هم صيغه تفضيل از آنها نميتوان بنا نمود .